محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1573
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
نواب عبد اللّه ميرزا نيز با سپاه خمسه روانهء اردبيل شد و مددوف را در آن ميانه محصور و مستأصل داشتند و چون او تاب مقاومت نياورد مراجعت كرد و اسبان توپخانه و عرّادههاى آذوقه او به تصرّف قشون ظفرنمون درآمد و آقا سيّد محمّد مجاهد مجتهد كه مصمّم جهاد بود در تبريز مريض شده در راه رحلت نمود - هم در اين سال شاه محمود افغان از پسر خود كامران خايف شده از هرات بيرون آمد و با افاغنه فراه و سبزار در دفع پسر اتّفاق كرد . كامران به نواب شجاع السّلطنه حسنعلى ميرزا متوسّل شد ، شاهزادهء معظم محمّد امين خان پازوكى را با پانصد سوار به هرات فرستاده كامران مطمئن شد و محمود به اطراف رفته چهار هزار لشكر ترتيب داده به جانب پسر راند ، كامران ميرزا جهانگير ميرزا پسر خود را به دفع پدر مأمور ساخت . محمود از سرچشمه بادغيس به خارج هرات تاخت و ابتدا به محمّد امين خان كه در باغ شاه خارج هرات بود حمله كرده كارى از پيش نبرد بعد بر سر جهانگير رفته بر او فايق گشت . كامران در قلعه محصور شد و از بيم شورش اهل هرات مراتب را به نواب حسنعلى ميرزا عريضهاى عرض كرده نواب معظم حركت كرده به غوريان آمدند و كامران پدر را شكست و فرار داده نواب شجاع السلطنه در سنگ بست هرات نزول كرده كامران ميرزا به خدمت شاهزاده آمده ايشان را به هرات برد و كليد خزاين بديشان سپرد . نواب شاهزاده از فرط مناعت جز يك حلقه انگشترى هيچ قبول نفرمودند و نواب ارغون ميرزا فرزند خود را با پنجهزار سوار و سه عراده توپ در هرات گذاشته خود به ارض اقدس معاودت نمودند - هم در اين سال اللهقلى خان توره برادر رحمن قلى خان توره پسر محمّد رحيم خان اورگنجى به ولايت جام رانده بناى غارت را گذاشت ولى يكشب در اواخر شب چند رأس اسب در اردوى او رها شده به يكديگر افتادند و غوغا و هياهوئى درگرفت ، خوارزميها گمان شبيخون كرده متفرّق شدند . اللهقلى خان به سرخس رفت و اردوى او به دست جاميان افتاد - هم در اين سال روسها از طرف درياى خزر در سرحدّات مازندران و استرآباد بناى آشوب را گذاشتند و دو فروند كشتى جنگى به فرضههاى اين دو ولايت آوردند و تراكمه را به نقود تطميع كردند . قيات نامى از تراكمه جعفر باى فريب خورده ايل را به فساد واداشت ، نواب محمّد قلى ميرزاى ملكآرا در دربار همايون بود و پسرش